تحلیل جامعه‌شناختی کنش اقتصادی فقرا (مورد مطالعه مددجویان استان ایلام)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

10/22034/EDJ.2023.709355

چکیده

مقدمه: سیاست‌ها و اقدامات نهاد امداد بی‌شک در تلطیف چهره فقر و تسهیل زندگی مددجویان مؤثر بوده است؛ اما موضوع در جایی مشکل‌زا و مسأله‌مند می‌شود که با وجود حمایت‌های نهادی و تلاش مددجویان طیف عظیمی از مددجویان همچنان در چرخه مددجویی باقی مانده و قادر به دستیابی به خودکفایی نیستند. برای توضیح و تفسیر این وضعیت از رویکرد جامعه‌شناسی اقتصادی با روش مردم نگارانه به کنش اقتصادی مددجویان پرداخته شده است تا روایتی مبتنی بر استقرای یکفی از وضعیت معماگونه فوق، ارائه شود.
روش‌شناسی: محقق با استفاده روش تحقیق مردم‌نگاری و به‌کارگیری تکنیک‌های مشاهده، مصاحبه، بحث گروهی بر اساس اهداف پژوهش به گردآوری اطلاعات پرداخته و سپس با استفاده از فنون تحلیل داده کیفی مانند کدگذاری و ایجاد شبکه‌های مفهومی به تحلیل و تفسیر داده‌ها اقدام نموده است.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش عبارتند از 81 کد اولیه یا تم بنیادی، 23 تم فراگیر و 8 مفهوم/ تم سازمان دهنده. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهند که مددجویان در حصار مشقت‌های متنوع قرار داشته و این حصار با تفسیر جامعه پیرامون از فقر در قالب دوگانه متناقض ترحم و تحقیر تشدید شده که موجب می‌شود مددجو جسارت لازم برای کنشگری اقتصادی نداشته باشد. در چنین شرایطی نهاد امداد مانند ناجی مقتدر ظاهر می‌شود. اگر چه می‌تواند بخشی از نیازمندی‌های مددجویان برطرف نماید؛ اما موجب نادیده‌گرفتن برخی از توانمندی‌ها، ظرفیت‌ها و خلأهای مددجویی می‌شود. مددجو با حمایت نهاد امداد کنش اقتصادی خود را در کشاکش با پس زننده‌های متنوع شروع می‌کند. این پس زننده‌ها با عنایت به سطح و دامنه خود، به کنش اقتصادی موقعیت‌اند در بین مددجویان در قالب پیوستاری شامل ناکنش‌گری زیستمند، درجازننده، تأمین‌کننده و کارآفرینانه منجر می‌شود. حمایت‌گری نهاد امداد و کنش اقتصادی مددجویان در قالب کنش اقتصادی موقعیت‌اند به پیامدی‌ها متنوع ماندن در تله فقر، بر لبه تله فقر و خروج از تله فقر ختم می‌شود.
نتیجه‌گیری: پیشنهاد پژوهشی آن است که کمیته امداد با درک حصار مشقت‌های مددجویی و تعیین‌کننده‌های ساختاری مانند تلاطم بازار و اقتصاد سیاسی از نقش ناجی مقتدر خارج‌شده و در نقش ناجی شریک ظاهر شود. همچنین سیاست خودکفایی طرد کننده نهاد امداد باید با سیاست خودکفایی دربرگیرنده جایگزین شود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Sociological Analysis of the Economic Action of the Poor (the case Study of the Asylum Seekers of Ilam Province)

چکیده [English]

Introduction: The policies and actions of the relief institution have undoubtedly been effective in softening the face of poverty and facilitating the lives of the clients; But the issue becomes problematic and problematic where, despite the institutional support and the efforts of the clients, a huge range of clients still remain in the cycle of seeking help and are unable to achieve self-sufficiency. To explain and interpret this situation, the economic action of the clients has been addressed from the approach of economic sociology with the ethnographic method; To present a narrative based on qualitative induction of the above enigmatic situation.
Methodology: For this purpose, the researcher collected information by using the ethnographic research method and using observation, interview, and group discussion techniques based on the research objectives, and then analyzed and interpreted the data using qualitative data analysis techniques such as coding and creating conceptual networks.
Findings: The findings of the research are 81 primary codes or fundamental themes, 23 overarching themes and 8 organizing concepts/ themes. The findings of the research show that the clients are surrounded by various hardships and this fence is intensified by the surrounding society’s interpretation of poverty in the dual contradictory form of pity and humiliation, which makes the client lack the necessary courage for economic activism. Although it can solve part of the needs of clients; But it leads to ignoring some of the capabilities, capacities and gaps in seeking help. With the support of the relief organization, the client starts his economic activity in the fight with various savers. Considering their level and scope, these procrastinators lead to the economic action of their position among the clients in the form of a continuum including living, in-place, supplier and entrepreneurial inactivity. The support of the relief organization and the economic action of the beneficiaries in the form of the economic action of their situation ends with the consequences of remaining in the poverty trap, on the edge of the poverty trap, and getting out of the poverty trap.
Conclusion: The research proposal is that the relief foundation, by understanding the hardships of seeking help and structural determinants such as market turbulence and political economy, has left the role of a powerful savior and appeared in the role of a partner savior. Also, the exclusionary self-sufficiency policy of the relief institution should be replaced with an inclusive self-sufficiency policy.

کلیدواژه‌ها [English]

  • The Poor
  • those Seeking Help
  • Economic Action
  • Imam Khomeini Relief Foundation
  • Economic Sociology